دلخستگی ها



تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد


سلام عرض میکنم خدمت همه شما دوستان عزیز.....
قبل از هر چیزی اجازه بدین از همه تشکر کنم بابت اینکه هر چند که ما کم کار شدیم، اما شما با همراهی همیشگیتون کم کاریهای مارو جبران کردین...اما همون طور که همتون میدونین، آسمون ابری روزگار اینبار رگبار امتحاناتو برای ما تدارک دیده...خوشحالم ازینکه تا حدودی به یه آزادی نسبی رسیدم که بتونم در خدمت شما باشم...برای همه کسانی که تو این روزا امتحان دارن و البته تعداد اونا هم کم نیست آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم به بهترین نحو ممکن و با بهترین نمرات امتحانات خودشونو پشت سر بذارن و با خوشحالی هر چه تمام تر به وبلاگ ما تشریف بیارن....
امشب با یه دلنوشته کوتاه دیگه آپم....امیدوارم خوشتون بیاد:
.
.
.
بعد از اینکه عشق را بر باد داده بودم
انگار که در چشم خدا گمگشته بودم
اما برای من پشیمانی چه سودی
یوسفم را، با دست خود، در چاه انداخته بودم
زندگی در دور خود اینرا رقم زد
که از هر چه غم و دلخستگی ها، خسته بودم
ولی تقدیر و خدا، که تقصیری ندارند
خودم با گناهم، دست دعایم را، بسته بودم

کریسمس


In the name of GOD

 

با سلام به دوستان گلمون..ببخشید از اینکه یک مدتی ما باز چیزی پست نمیکنیم..البته اگه به لطف تهدید عارف عزیز نبود بازم چیزی پست نمیکردم.(بگم؟ بگم؟؟ )دوستانی که دانشجو هستند یا بودند در جریانن که این اواخر بیشتر وقت به میان ترمها اختصاص پیدا میکنه..و به هر حال مارو ببخشید که دیر به دیر آپ میکنیم.. و از دوستان بسیار سپاسگذارم که با نظراتشون به ما انگیزه میدن

( عارف که انقدر انگیزه گرفته وسط خونشون داره هلی کوپتری میزنه )

البته این پستو باید زودتر از اینا میدادم..که یکوقت دوستان فکر نکنن ما طرفدار اسلام طالبانی هستیم..

پس با شرمندگی

با تاخیر سال نو (کریسمس ) مبارک

 

جینگل بل..جینگل بل...

 

یلدا


ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند*****چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

 

عرض سلام و خسته نباشید دارم خدمت تمامی دوستان گرامی..

تشکر بابت اینکه همیشه مارو با نظرات ارزشمند خودتون شرمنده میکنید و بی معرفتی مارو با معرفت خودتون جواب میدین..

یلدایی ترین و طولانی ترین شب سال مبارک..شبی که همیشه برای همه ی ما پر خاطره بوده و گوشه ای از شیرینی زندگی ماهارو پر کرده...از شب نشینی ها و مهمونی هاش گرفته تا فال حافظ و ...   کمتر کسی هست که تو این شب خاطره ای نداشته باشد..من هم که شبو بیشتر از روز دوست دارم خوشحالم که یکبار در سال به  شب بها داده میشه..یادم میاد زمانی که دوران ابتدایی بودم ، همیشه از این شب خوشم میومد..فکر میکردم چون طولانی ترین شب ساله ، بیشتر از شبای دیگه میشه خوابید..اما زهی خیال باطل..امشب هم متفاوت ترین یلدای زندگیمه..با خاطراتی جالبتر و متفاوت تر از همیشه..امشب که قصد داشتم این پستو بدم متوجه اشکال بزرگی تو کامپیوترم شدم که نمیتونم این پستو خودم بذارم و زحمت این پست افتاده گردن آقا سهیل..نهایتا تا دو روز دیگه مشکل حل میشه..و اینکه برای اولین بار جشن امشبو توی وبلاگ و با حضور شما میگیریم..فکر میکنم همین دو دلیل برای خاص بودن این شب نسبت به شبهای دیگه کافی باشه..ولی از اولیش نمیشه به عنوان خاطره ی خوب یاد کرد..اما از همه ی شما دوستان عزیز خواهش میکنم حالا که زحمت میکشید و به شب یلدایی و جشن وبلاگی ما میاین هر چند اسباب پذیرایی موجود نیست شما مارو مهمون بهترین خاطره ای که تو این شب داشتین یکنید..حتی اگر دیر هم تشریف آوردین....در آخر هم هرچند که من به هیچ نوع فالی اعتقاد ندارم اما به احترام عقاید بعضی از دوستان و رعایت کردن سنت این شب تفعلی که به حافظ به نیت دسته جمعی همه شما میزنمو براتون میذارم:

آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم

     

خاک می‌بوسم و عذر قدمش می‌خواهم

من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشا

     

بنده معتقد و چاکر دولتخواهم

بسته‌ام در خم گیسوی تو امید دراز

     

آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم

ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است

     

ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم

پیر میخانه سحر جام جهان بینم داد

     

و اندر آن آینه از حسن تو کرد آگاهم

صوفی صومعه عالم قدسم لیکن

     

حالیا دیر مغان است حوالتگاهم

با من راه نشین خیز و سوی میکده آی

     

تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم

مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود

     

آه اگر دامن حسن تو بگیرد آهم

خوشم آمد که سحر خسرو خاور می‌گفت

     

با همه پادشهی بنده تورانشاهم

 

منتظر یلدایی ترین خاطرات شما هستیم..طولانی ترین شب بخیر

( سهیل : امشب زحمت پست هم که افتاد گردن من هیچ ، پذیراییش هم افتاد گردن من.این یه قاچ هندونه هم خدمت شما..نفری یه گاز لطفا..تا به همه برسه..)