عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی


عرض سلام و شب به خیر دارم خدمت همه شما دوستان عزیز...
امیدوارم همیشه و در همه حال، شاد و خرم باشین و در سلامتی کامل به سر ببرین، هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ معنوی...
برای یه مدت کوتاهی آقا سهیل نمیتونه خدمت برسه و من از طرف ایشون از همه عذر خواهی میکنم.... راستش یه عمل جراحی کوچیک داشت (( عمل زیبایی نه))، و تا اطلاع ثانوی باید در استراحت مطلق باشه... البته موضوع خاصی نیست و رفع شد... از شما عزیزان تقاضامندم که ایشونو از دعای خیر خودتون محروم نکنین، که زودتر دوران نقاهت خودشو پشت سر بذاره و بتونه در خدمتتون باشه... و همچنین قدر یکی از بهترین نعمت های خدا، سلامتی رو بدونین...
مدتیه که دستم به نوشتن نمیره... امشب بااجازتون یه داستان کوتاه زیبا از پائولو کوئیلیو میذارم و البته بی ربط به نوشته های بالا نیست....
.
.
.
زن کشاورزي بيمار شد. کشاورز به سراغ يک راهب بودايي رفت و از او خواست براي سلامت همسرش دعا کند. راهب دست به دعا برداشت و از خدا خواست همه بيماران را شفا بخشد. ناگهان کشاورز دعاي او را قطع کرد و گفت: صبر کنيد، از شما خواستم براي همسرم دعا کنيد و شما داريد براي همه بيماران دعا مي کنيد.
راهب گفت: من دارم براي همسرت دعا مي کنم.
کشاورز گفت: اما براي همه دعا کرديد، با اين دعا، ممکن است حال همسايه ام که مريض است ، خوب بشود و من اصلا از او خوشم نمي آيد.
راهب گفت: تو چيزي از درمان نمي داني، وقتي براي همه دعا مي کنم، دعا هاي خودم را با دعاهاي هزاران نفر ديگري که همين الان براي بيماران خود دعا مي کنند، متحد مي کنم، وقتي اين دعاها باهم متحد شوند، چنان نيرويي مي يابند که تا درگاه خدا مي رسند و سود آن نصيب همگان مي شود.
دعاهاي جدا جداو منفرد، نيروي چنداني نداردو به جايي نمي رسد.


پ ن: با این وجود، امیدوارم دعاهای فردی تک تک شما، انقدر قوی و قلبی باشه که در همه حال مورد اجابت قرار بگیره...برای همه شما آرزو موفقیت و سلامتی دارم....شب همگی به خیر....