الهی چون تو حاضری چه جویم

و چون تو ناظری چه گویم

سلام...

امیدوارم که حال همگی شما دوستان عزیز خوب باشه و چرخ روزگار بر وفق مرادتون بچرخه...

تشکر میکنم از همه شما عزیزان که با نظارت خودتون در پست قبل ، مارو شرمنده کردین...

نظرات همه شما روی سر ما جا داره و من با عقل ناقص خودم هیچ اظهار نظری راجع به این موضوع نمیکنم ، که احیانا نظر کسی نقد نشه و یا به عقیده کسی توهین نشه....اما اگه بخوایم نظراتو جمع بندی کنیم میشه گفت ما اگه برای تعریف خوشبختی دو جنبه قائل باشیم ، در جنبه خاص اون نمیتونیم به یک جواب مطلق برسیم....

مجددا از لطف همه شما عزیزان تشکر میکنم...

از بعضی از دوستان ((به قول خودشون افشاگر)) که قبلا به وبلاگ ما میومدن هم تقاضا دارم که بازهم با نظرات سازنده خوشون منت روی سر ما بذارن و بازهم بیان و هرنظری که دوست داشتن بدن ، حتی اگر افشاگری باشه....در هر صورت شما قدیمی ترین مهمانای ما بوید و تو این وبلاگ حق آب و گل دارین...

.

.

.

.

.

امشب با یه دل نوشته ی کوتاه دیگه آپم...امیدوارم خوشتون بیاد:

 

 

پروانه را شوق دیدار شمع خاموش نیست

این قصه که دیگر،از یاد تو فراموش نیست

حیرانم من،حیران،این  چه حکمتیست که فرهاد

وقت مرگ هم با شیرین  خود،هم آغوش نیست؟؟؟؟